أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ
122
دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )
كى از حلال غسل كنذ خذاى - تعالى - او را در بهشت كوشكى بنا كنذ و آن مؤمن را تختى بوذ ميان او و خذاوند او ، و منافق از جنابت غسل نكنذ ، پس هيچ بنده و پرستار 1533 از جنابت غسل نسازند الا خذاى - تعالى - بايشان با ملائكه مباهات كنذ ، گويذ : اى فرشتگان من ! به بنده و پرستار من نگريذ كى چگونه فرمان من رعايت مىكنند ، بر من گواه باشيذ كى گناه ايشان ( 251 ) عفو كردم ، و بعدد هر مويى كى بر سر و تن هر يك ازيشان باشذ ، هزار نيكى بنويسذ و هزار بذي محو كنذ و هزار درجه در بهشت بنا كنذ . أحبار گفتند : راست گفتى ، و ايمان آوردند . قوله : « فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ » منه ، چون آب نيابيذ به خاك پاك تيمّم كنيذ ، به روىها و دستها از آن خاك برسانيذ ؛ و در « سورة النّسا » تيمّم و كيفيّت آن را بيان كردهايم ؛ اينجا حاجت بتكرار نيست . « ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ » اى : بما فرض عليكم من الوضوء و الغسل و التّيمّم ضيق ، يعنى : خذاى - تعالى - نخواست از آنچ بر شما فرض كرد از وضو و غسل و تيمّم بر شما تنگى و سختى . « وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ » 1534 امّا خواست تا شما را از احداث و جنابت و گناه پاك گردانذ « وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ » و نعمت خوذ بر شما تمام گردانذ از أباحت تيمّم عند عدم الماء ، يعنى : در وقت آنك آب نبوذ . « لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » تا شما خذايرا بر آن شكر كنيذ . « وَ اذْكُرُوا ( 252 ) نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِي واثَقَكُمْ بِهِ » اى : العهد الّذى عاهدتموه ؛ و ياذ كنيذ نعمت خذاى - تعالى - بر خوذ و عهدى كى بران با شما ميثاق بسته است . اكثر مفسّران برانند كى مراد ازين سمع و طاعت است رسول را - صلّى اللّه عليه و آله - كى صحابه با وى بيعت كردند كى هرچ برايشان واجب كنذ ، اگر چه برايشان از آن كراهيت بوذ ، بسمع و طاعت أجابت كنند . مجاهد گويذ : مراد ازين ميثاق « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى » 1535 است . مصنّف كتاب گويذ : اين عهد و ميثاق ولايت امير المؤمنين است و يازده فرزند او - صلوات اللّه عليهم . دليل برين حديثي صحيح است كى حافظ ابو نعيم اصبهانى 1535 در كتاب « حلية الأولياء » 1536 ياذ كرده است بإسناد از سالم جعفي از ابو برزة الاسلمىّ ، قال : قال